|
|
|
|
|
- آیا میدانید انرژی الکتریسیته حاصل از 750 بار شانه کردن موهای یک زن ژاپنی معادل با روشن کردن یک لامپ شصت وات به مدت 3 دقیقه است؟ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 17:26 توسط الناز
|
|
||
|
|
|
|
|
محققان برزيلي اعلام کردند: در جلبکهاي دريايي، ترکيباتي کشف کردهاند که ميتواند در پيشگيري و درمان بيماري ايدز مورد استفاده قرار گيرد. به گزارش شبکه خبر به نقل از خبرگزاري فرانسه، مؤسسه «اوسوالدو کروز» که اين تحقيق را انجام داده، نام اين مواد را فاش نساخت، اما اعلام کرد هنگام آزمايشهاي پيشباليني، نتايج اميدوار کنندهاي به دست آورده است. اين مؤسسه در بيانيهاي اعلام کرد: از موادي که در تحقيقات به دست آمده، ميتوان هم در ترکيب داروهايي که براي درمان افراد آلوده به ويروس ايدز به کار ميروند استفاده كرد و هم در ترکيب داروهايي که براي پيشگيري از آلودگي به ويروس ايدز به طور موضعي مورد استفاده قرار ميگيرند. اين محققان بيست و دو ترکيب طبيعي موجود در جلبکهاي درياي سواحل برزيل را آزمايش كرده و سه نوع از آنها را انتخاب و براي توليد داروي ضد ويروس ايدز از آنها استفاده کردهاند. «لويز روبرتو کاستللو برانکو»، متخصص ايمني شناسي در اين باره گفته است: تفاوت عمده اين مواد کمتر سمي بودن آنهاست، در حالي که داروهاي موجود در بازار مؤثر، اما سمي هستند. برگرفته از سایت elmnews |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 17:17 توسط الناز
|
|
||
|
|
|
|
|
تو ای علی , ای شیر! مرد خدا و مردم, رب النوع عشق و شمشیر! ما شایستگی شناخت تو را از دست داده ایم.شناخت تو را از مغزهای ما برده اند ,اما عشق تو را,علی رغم روزگار,در عمق وجدان خویش,همچنان مشتعل نگه داشته ایم, چگونه تو عاشقان خویش را در خواری رها می کنی؟تو ستمی را بر یک زن یهودی ـ که در ذمه ی حکومتت می زیست ـ تاب نیاوردی,و اکنون, مسلمانان را در ذمه ی یهود ببین. و ببین که بر آنان چه می گذرد! ای صاحب آن بازوـ که یک ضربه اش از عبادت هر دو جهان برتر است ـ ضربه ای دیگر! بر گرفته از کتاب نیایش دکتر علی شریعتی(دفتر سوم) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 18:46 توسط الناز
|
|
||
|
|
|
|
|
01) English : I Love You ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 13:21 توسط الناز
|
|
||
|
|
|
|
|
جینی دختر کوچولوی زیبا و باهوش پنج ساله ای بود که یک روز که همراه مادرش برای خرید به مغازه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش 5/2 دلار بود،چقدر دلش اون گردنبند رو می خواست.پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که اون گردن بند رو براش بخره. مادرش گفت : خب! این گردنبند قشنگیه، اما قیمتش زیاده،اما بهت میگم که چکار می شه کرد! من این گردنبند رو برات می خرم اما شرط داره : " وقتی رسیدیم خونه، لیست یک سری از کارها که می تونی انجامشون بدی رو بهت می دم و با انجام اون کارها می تونی پول گردن بندت رو بپردازی و البته مادر بزرگت هم برای تولدت بهت چند دلار هدیه می ده و این می تونه کمکت کنه." ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 13:2 توسط الناز
|
|
||